اولین آتلیه رفتن زهراجون
94.4.10و 2015.7.1 و 14 رمضان عصر از ساعت 5.15 تا 7.15 در 16 ماه و دو هفتگی آتلیه رفتیم. فرداش 94.4.11 پنج شنبه مامنت رفت تا عکسها رو ببینه. شنبه 94.4.13 مامان و بابات رفتند عکاسی. 94.4.18 پنجشنبه صبح هم من و دایی رفتیم و نگاه کردیم. گفت شنبه 20 ام میفرسته چاپ و شما یکشنبه بیایید آماده میشه ولی آماده نبود و سه شنبه عصر94.4.23 بابات رفت عکاسی و عکسها رو آورد. و اما خاطره آتلیه رفتنت گرمای تابستون و ماه رمضان بود ولی گرما و شیرینی خودش و داشت. ساعت 5 عصر حرکت کردیم و باباجون بردمون و من و مامان و بابات رفتیم. اول که وارد عکاسی شدیم می ترسیدی و بغل مامانت بودی برات اسباب بازی هم برده بودیم تا نگاه کنی ولی توجه نمی کردی....


